Translate

۱۳۹۲ آبان ۹, پنجشنبه

" گفتگو با خدا ! "





کفتگو با خدا
خواب دیدم ، در خواب با خدای گفتگو داشتم
خداگفت : پس می خواهی با من گفتگو کنی؟
گفتم : اگر وقت داشته باشید.
خدا لبخند زد، گفت : وقت من ابدی است.
چه سوالاتی در ذهن داری که می خواهی از من بپرسی؟
چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند؟
خدا پاسخ داد.... اینکه آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند.
عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند.
این که سلامتیشان را صرف به دست آوردن پول می کنند و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی می کنند.
این که با نگرانی نسبت به آینده زمان حال فراموششان می شود.
آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی می کنند و نه درحال .
این که گویی چنان زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و چنان می میرند که گویی هرگز زنده نیوده اند
خداوند دستهای مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم.
بعد پرسیدم... به عنوان یک پدر می خواهید به فرزندانتان چه درسهایی از زندگی بگیرند؟
خدا با لبخند پاسخ داد،یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد.
اما می توان محبوب دیگران شد.
یاد بگیرند خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند.
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد،بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد.
یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق دردل کسانی که دوست شان دارند ، ایجاد کنیم و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد.
بابخشیدن،بخشش یاد بگیرند.
یاد بگیرند کسانی هستند که آن ها را عمیقا دوست دارند اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند.
یاد بگیرند که می شود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند وآن را متفاوت ببینند.
یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند بلکه خودشان هم باید خود راببخشند .
و یاد بگیرند که من این جا هستم .
همیشه...





* با پول می توان ساعت خرید ، ولی نه زمان را !
* با پول می توان مقام خرید ، ولی نه احترام را !
* با پول می توان کتاب خرید ، ولی نه دانش را !
* با پول می توان دارو خرید ، ولی نه سلامتی را !
* با پول می توان رختخواب خرید ، ولی نه خواب راحت را !
* با پول می توان همسر گرفت ، ولی نه خوشبختی را !
زیرا ارزش انسانها نه در داشتن دارایی آنها ، بلکه به معرفت آنهاست !

۱۳۹۲ تیر ۲۶, چهارشنبه

" باور کنید، این نه یک شوخی ، بلکه یک واقعیت تلخ است !"

گل احمد «حکیمی»
18 / جولای / 2013 میلادی ، هالند.


باور کنید، این نه شوخی ، بلکه یک واقعیت تلخ است!


شما شاید آهنگ محترم دکتور ناشناس (صادق فطرت) را زیر مطلع " بی بی رادو جان " از طریق امواج رادیو های تان در سالهای قبل و حال شنیده باشید. در این رابطه صبور الله سیاه سنگ مطلبی را زیر عنوان یاهو و استاد گرامی رهنورد زریاب کتابی را زیر عنوان "چهار گرد قلا گشتم " نیز به رشته تحریر درآورده اند که چندی قبل خبر نشر آن را شنیدیم. اما آیا میدانید که این بی بی رادو جان در اصل نام چه کسی است؟ اگر میدانید که خوب و اگر نمیدانید پس بخوانید:
بی بی رادو جان و یا (مادر رادو) نام یکی از الهه های مصری است که آن را « آژو - رادو » و یا الهه آسمان نامیده اند و بعداً نام وی در زبان سانسکریت هندی « رادو » شده است و منظور از آن مادر زمین و یا همان مادر نخستین انسانها که ما آن را در تاریخ ادیان به نام «بی بی حوا » می شناسیم است. خنده آور اینست که انگلیس های چالاک این نام را بالای رادیو خود شان یعنی «رادیو بی بی سی » که از همین نام یعنی "بی بی رادو جان" گرفته شده است گذاشته اند و ما امروز آن را به نام رادیو بی بی سی می شناسیم و پای خبر های داغ آن می نشینیم .




۱۳۹۲ تیر ۲۳, یکشنبه

" کوکب دُری !"


کوکب پارسی و دُری " 

از کیوان شید (زُحل) تا به 
ناهید شید (زُهره) 
فاصلۀ میان من توست
خورشید چهر(آفتاب) گر بتابد و
زرشید (زردشت) پیامبر مژدۀ رفتن 
به مه شید (مهتاب) را دهد   
جمشید (یما) بار دگردر نوروز باستانی،
تاج درباری بر سر خواهد گذاشت 
و نظم و نثر زبان «پارسی دُری» 
بار دگر توانایی و بهبودی خواهد یافت!
و نام اورمزدشید و بهرام شید زنده خواهد شد

گل احمد «حکیمی»
14 / جولای / 2013 میلادی – مسیحی – خورشیدی
شاهی مشروطه – پارلمانی ندرلند





۱۳۹۲ تیر ۷, جمعه

" سانسکریت و یا اسرار زبان !"


1 - زبانشناسی تاریخی زبانهای هند و اروپایی و هند و ایرانی:
سانسکریت یکی از زبانهای نامکشوف سرزمین هندوستان امروزی است که همه اسرار زنده گی (زندگی) را در درون خود نهفته دارد زبانهای هندو اروپایی به مجموعه زبانهای گفته میشود که دارای ریشه مشترک بوده و دامنۀ آن از نیم قارۀ هند تا قارۀ آمریکا گسترده میباشد. پیرامون نخستین پرورشگاه زبانهای هندو اروپایی عقاید و آرای مختلفی وجود دارد ولی بیشتر دانشمندان سرزمینهای بین «سردریا» و «آمودریا» را مهد نخستین آن میدانند که گوینده گان آن نخست از مناطق متذکره برخاسته از راه جنوب «اورال» و شمال بحیرۀ خزریه به سمت خاور رهسپار شدند و برخی دیگر از شمال «اکسوس» (رود آمو) به طرف جنوب اختیار مهاجرت نمودند. میان زبانهای هندو اروپایی مانند: لاتین، سانسکریت، اوستایی و ... مشابهت هایی وجود دارد که این تشابهات نه تنها در عرصۀ همگونی واژه ها بل از دیدگاه دستوری نیز همانندی هایی را دارا میباشند. بعضی از لغات زبان سانسکریت چنین است:
1 – ماتر= مادر
2 – پاتر = پدر
3  - پُتر = فرزند
4 – پری = دختر
5 - ماتری دیوا = مادر زمین
6 – پاتری دیو = پدر زمین
7 – سنسکار = رسوم و عنعنات
8 – آگنی =  آتش
9 – گروو  = استاد ، آموزگار
10 – دکشنا = دستبند که از نزد استاد بدست می آید
11 کاکروج = مادر کیکها
12 کبدی = یکنوع بازی است که هر کدام باید حریفش را از دایره بیرون کند
13 لتتو = یکنوع بازی دیگر است که شکل قمار را به خود دارد و در زبان دری به آن « دیس» گفته میشود و با یکنوع چرخک چوبی که از شش زاویه ساخته شده است و بر روی هر زاویه آن تصاویر از پر های قطعه بازی سرش شده است و با آن بر روی تخته کاغذی که آنهم دارای خانه های شش گانه قطعه بازی میباشد و بازی کننده با پرتاب این چرخک شامل بازی شده و در نتیجه یا برنده و یا هم بازنده شناخته میشود ...   

۱۳۹۲ اردیبهشت ۲, دوشنبه



گل احمد «حکیمی»
22 / اپریل/ 20013 میلادی – مسیحی
مطابق (2 ثور، اردی بهشت ، غویی) سال 1392 خورشیدی
مطابق (11 جمادی الثانی - !؟) 1434 – 1435 هجری – قمری

چهار (چ) !؟ چیست؟
1 – چه ؟
2 – چه گونه ؟
 3 - چه موقع ؟  
4 – چرا ؟

*بیست و یک موضوع مهم جهانی که باید در قرن بیست و یکم حل می شد، اما تا هنوز نشده است،  چیست؟
1 – منع تولید سلاح های هستوی و ذروی، و کاهش آنها در جهان.
2 – به رسمیت شناختن روز نوروز (جشن باستانی انسانها) از جانب کشور های عضو سازمان ملل متحد
3 – گسترش نو اندیشی دینی – مذهبی و شناخت کتب دینی (زردشت – زرتشت) در جهان
4 - وصل درۀ پنجشیر با دریای کابل و حل پرابلمهای آب و اصلاحات ارضی در افغانستان
5 – وصل دستگاه تیلی کمونیکیشن جهانی از قطب شمال زمین به قطب جنوب زمین و تعیین کد های امنیتی مخابراتی در سیستم تیلی کمونیکیشن جهانی...


۱۳۹۲ فروردین ۲۳, جمعه

" اساس زبانها از کجا آمده است؟"


گل احمد « حکیمی»
12 / اپریل / 2013 میلادی، هالند
                                                           " اساس زبانها از کجا آمده است ؟"
*زبان‌ های ویدی و اوستایی؛ مادر زبان پشتو است
گفت و شنود کوتاه سید محمد امین عالمی با حبيب الله « رفيع » 
یادداشت:
این مصاحبه دربرگیرندۀ نکاتی است که به کاوشهایی همه جانبه نیاز دارند از آن جمله:
- « ویداها» که میشود در فارسی آن را به « دانشنامه» یا گنج دانش برگرداند، چهار جلد اند: 

1  - ریگ ویداها،
2  - سام ویدا ها،
3 -  اتهر وا ویداها و
4  - یجور ویداها، 

که بخش های فرهنگ، کشاورزی، امور خانواده و زندگی خانوادگی، آرامش ذهن و قلب و مسایل باور به خدای یکتا را محتوی میباشند. از چهار کتاب ویداها، تنها « ریگ ویداها » در «آریا وند» یا «آریانای کهن» سروده و تدوین شده است. زبان ویداها، به واقع زبان «سانسکریت» میباشد که در هندوستان تا همین لحظه و در گذشته هایی دور در افغانستان به زبان یاد شده تدریس می شدند. بناء:
زبان « ویدی» به شکل مستقل آن وجود ندارد. «اوستا»، نامی کتابیست که در آن ارشادات زردشت پیام آور، جمع آوری و ترتیب یافته اند. اوستا اساسن در زبان  فارسی پهلوی بوده است. از اینرو زبان « اوستایی » سراغ نمیگردد. 
اشاره : امسال « سال بين المللی زبانها» میباشد. در ممالکی که چند زبان به عنوان زبانهای رسمی آنها شناخته و پذیرفته شده است، نیازمندی بیشتری برای انسجام دادن به ساختار فرهنگی آن کشور احساس میشود چرا که زبانهای مختلف ریشه در فرهنگهای مختلف دارد و فرهنگهای متفاوت نیز از نقطه ابتدا یا مبدأ خویش با همدیگر در تفاوت قرار دارند. از این سبب ایجاد و هماهنگی میتواند تبدیل به پیش‌ زمینه‌ ای شود برای رشد متوازن هر دو یا چند زبان که برای تحقق بخشیدن به این هدف پژوهش و مطالعه در مورد زبانها امری ضروری پنداشته میشود. لذا بر آن شدیم تا در مورد زبان پشتو و تغییرات و تحولات وارد آمده در این زبان، گفتگویی داشته باشیم با استاد حبیب‌ الله «رفیع» یکی از نویسنده گان مطرح کشور که در زمینه ادبیات و زبان پشتو نیز اطلاعات همه‌ جانبه و دقیقی دارند.
پرسش ـ به طور کل جایگاه و ریشه‌ های زبان پشتو و زمان پیوستن آن به فرهنگ ما را چگونه ارزیابی میکنید؟
پاسخ - وقتی که آریاییها تقریباً در حدود پنج هزار سال قبل در شمال افغانستان مسکن‌ گزین شدند و در «آریانا ویجه»
تجمع کردند، بعداً به بلخ آمدند و زبان شناسان میگویند که کلمه‌ ی بلخ هم با بخت و پخت و پشگت و پشت و با کلمه پشگتو یا پشتو ارتباط دارد. و اینها در این‌ جا تشکل کردند و کلماتی که در زبانهای سابقه موجود است (کلماتی که فعلاً در زبان پشتو موجود است) از همان زمان آهسته آهسته در ادبیات ما جای گرفته و زبان ویدی و اوستایی اولین زبان هایی‌ اند که در این منطقه موجود بوده‌ اند.
پرسش ـ به طور واضح، زبان پشتو چه زمانی به وجود آمده است؟
پاسخ - محققین؛ تاریخ افغانستان را در سه دوره‌ ی ما قبل تاریخ، نیمه‌ تاریخی یا دوره‌ ی سرود ها و افسانه‌ ها (دوره‌ ی پیدایش ادبیات ویدی) و دوره‌ ی تاریخی تقسیم نموده‌ اند و زبان پشتو هم در میان اوقاتی که زبان ویدی و اوستایی موجود بوده است، به میان آمده که کلماتش از همین وقت وجود داشته مانند لقب زردشت که «سپین تومان» به معنی «پاک‌نهاد» میباشد. بدین اساس زبان پشتو آهسته‌ آهسته به وجود آمده است و نام یک سلسله اقوام کوچکی که در میان پشتونهایند در تاریخ هیرودوت و ادبیات ویدی و اوستایی موجود است، مانند آپاریتی و ورتیکا که فعلاً اپریدی و وردک است.
پرسش ـ در کدام مقطع زمانی زبان پشتو رو به انکشاف و توسعه نهاده است؟
پاسخ - به طور واضح بعد از شروع شدن مهاجرت‌ ها؛ که در این مهاجرتها آریاییها از کوه های هندوکش گذشته و به
این سو آمدند و پشتونها در مناطق جنوبی و جنوبی غربی و شرقی افغانستان کنونی جای گرفته و به همان دلیل نام پکتیا و پکتیکا نامی است که در متون یونانی موجود است.
پرسش ـ در مورد ادبیات فولکولور پشتو چگونه ابراز نظر میکنید؟
پاسخ - ادبیات فولکوری پشتو ریشه‌ های بسیار قدیم دارد چنانچه در ساختمان، نزدیک با سرود های ویدی و اوستایی
است.
پرسش ـ زبان اوستایی در روند تکامل زبان پشتو تا چه حدی حائز اهمیت است؟
پاسخ - به نظر من فقط میتوان گفت زبان ویدی و اوستایی به عنوان مادر زبان پشتو یاد میشود که خصوصیت
هجایی بودن اشعار پشتو این موضوع را میرساند چرا که اشعار ویدی و اوستایی نیز هجایی بوده است.
علاوه بر آن، عین مسائل موجود در ادبیات ویدی و اوستایی در ادبیات پشتو خصوصاً ادبیات فولکور پشتو
به چشم میخورد که باور های آن زمان را تا هنوز هم در بردارد.
پرسش ـ به چه اساس میتوان گفت سروده‌ های فولکولور زبان پشتو تا هنوز هم دارای باورهای عصر ویدی و
اوستایی هست؟
پاسخ ـ به عنوان نمونه میتوان از یک لندی یادآور شد که مستشرقی کانادایی به نام جونز «انولدسن» آن را تحلیل
کرده است که در این لندی چنین سروده شده است.

ای مهتاب برخیز و روشنایی کن که یار من گلها را درو میکند و به خاطر این که تاریکی است به جای گل انگشتان خود را قطع میکند. این محقق کانادایی معتقد است که این لندی زمانی را به یاد می‌ آورد که آریاییها بته «سوما» را شبانه و در روشنایی مهتاب درو میکردند و از آن شیره می‌ ساختند و بنابر همین باور میتوان گفت که اشعار فولکولور زبان پشتو زاده ادبیات ویدی و اوستایی است.

۱۳۹۲ فروردین ۱۱, یکشنبه

" آتش قیام"

سری که حرفی برای گفتن دارد
سنگینی آن به تنش می ارزد
زبانی که از صداقتش آتش قیام برخیزد
بودن آن در دهنش می ارزد
قلبی که نتپد از برای عشق میهن
بهتر آنکه آرام گیرد و مردنش می ارزد
نفست اگر ترا روز ی کشد به بیراهه
نیک اندیشه کن که کردنش می ارزد


گل احمد «حکیمی»
31 / مارچ /2013 میلادی

۱۳۹۱ اسفند ۳۰, چهارشنبه

" مثلث تاریخ جامعۀ بشری چگونه است!؟ "


 

گل احمد «حکیمی»

19 / مارچ / 2013 میلادی – مسیحی ، هالند

 

                                              

                                      " مثلث تاریخ جامعۀ بشری چگونه است؟ "

 

چرا هر باری که ما تلاش می نمائیم تا جلو جنگها و کشت و خون ها را سد شویم، تاریخ یک بار دیگر تکرار می شود؟

به عقل قاصر بنده دلیل: زیرا ما نه نیاکان هوشمند و با منطق و درایت درست که بتواند مردم را از زیر بار ظلم و ستم دیگران بیرون بدر آورد، داشته ایم که حتی بعضی کسان ادعا نموده اند که: گویا " مردم افغانستان تاریخی نداشته است !؟ " چه رسد به این که ما را تحویل هم بگیرند. و تاریخ خاطرات آنها در اسنادی که بتواند علت تجاوز بیگا نه گان را ثبت و تصدیق نماید تا به حال در دست بوده است تا بر اساس آن قضاوت درست و منتطقی صورت گرفته باشد.

از اینجاست که همه چیز سیاه و غریب و توأم با کژ فهمی ها و غلط فهمی ها و «ندانم گرایی» ها یکجا بوده است. از طرف دیگر ادبیات شرق و غرب با هم در آمیخته شده است و زبانی که بتواند تاریخ مشرق زمین و مغرب زمین را از هم تفکیک و جدا نماید تا به حال زاده نشده است، تا بتوان بر اساس آن قضاوت دقیق و منطقی صورت گیرد.

بناء: بیائید باری هم در رابط به این موضوع این طور قضاوت نمائیم:

زمانی که ما آدمها با خود هستیم، لازم است تا به درون "خود" مراجعه نمائیم و خود را دریابیم، و زمانی که با خدای خود که همان تخیلات ما انسانها و منیت ما می باشد هستیم اندکی تعمق به خرچ دهیم و بدانیم که ما کی هستیم و چرا یک چنین عمل (خوب و یا بد) را انجام می دهیم!؟

زیرا تا زمانی که ما آدمها خود را نیافته ایم، مشکل است تا بتوانیم خدای خود را دریابیم و دیگران نیز درست درک نمائیم.

از اینجاست که هر حرکت نادرست باعث درد سر بزرگی برای ما به عنوان انسان در آینده خواهد شد. پس حرکت از خود شناسی به سوی خدا شناسی در واقعیت همان "برکت" است که مسلمانان و مسیحیون، یعنی پیروان ادیان "وحیانی" از آن سخن به میان می آورند و «بهار سبز عربی» را برای انسان مژده می دهد و این خود یک پروسه طویل و زمانگیر است تا ما به عنوان انسانهای سالم (نارمل) بروی زمین توانسته باشیم به زنده گی (زندگی) خود مان ادامه بدهیم.

موفق و کامگار باشید.